خط داستانی
هکتور که نمیتواند فروشگاه عمومیاش را بهخوبی اداره کند، سعی میکند به گروه دانیل بون بپیوندد تا به جستجوی سرزمینهای جدید در غرب آمریکا برود. بون از پذیرش این مرد کوچک به عنوان بخشی از اکتشافش امتناع میکند. اما زمانی که گروه در کمین هندیها گرفتار میشود، هکتور روز را نجات میدهد با این کار که بهطور ناخواسته یک بشکه باروت را روشن میکند و بومیان را به رزرویشنهایشان بازمیگرداند.