در دربار انگلیس، در اوایل قرن هجدهم، لیدی هنریئت به یک کشاورز به نام لیونل عاشق میشود، که به دلیل یک اشتباه، او را خدمتکار خود میداند. با یادگیری از مقام او، لیونل از پذیرش کسی که او را نامزد خود میدانست، امتناع میکند. خود ملکه این دعوای عاشقانه را آرام خواهد کرد و علاوه بر این، دهقانان پادشاهی خود را آزاد خواهد کرد.