پرنسس ویلمای مجبور است تا نیمه شب ازدواج کند وگرنه ارثیهاش را از دست میدهد. او به طور ناگهانی کولی ولگردی به نام لاتزی را انتخاب میکند و به او مبلغ زیادی پول پیشنهاد میدهد اگر موافقت کند. لاتزی با وجود غرورش، با ازدواج موافقت میکند، اما به زودی کنتس فریبنده عاشق جوانی به نام لوتننت دو توکای میشود که خود نیز عاشق معشوقه کولی لاتزی، تینکا است.