مارتین با سامانتا، خواهر نیکول رهبر گروهی به نام خودکشی گیلاس ملاقات میکند. در حالی که مارتین و سامانتا روابطی را آغاز میکنند، نیکول میخواهد از نامزد سابق خود مرد روانپریش پَنک راویان به نام ایوان فرار کند. یک شب ایوان وارد آپارتمان نیکول و سامانتا میشود و بیهوش میشود. آنها با تاکسی به همراه گیتاریست کورتیس، مارتین و فیلسوف خیابانی نابینا به نام والِی به سوی جنوبی ویرجینیا فرار میکنند. در ویرجینیا اقدام به خرید سازها و ون میکنند، با لیندی برخورد میکنند، توسط ایوان تعقیب میشوند، کنسرت میدهند، نمایشگاه مسیحی را به هم میریزند و لحظات هیجانانگیز و به یادماندنی را تجربه میکنند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.