Witch
مای مردی است که برای بازگشت به وضعیتی شایسته باید برای سه زندگی بکوشد تا باکره بماند. اما جادوگر شرور و عنوان دار ماجراهای دیگری دارد. او او را فریب می دهد، آنگاه به او تجاوز می کند، سپس او را می کشد. حالا که مرده است، مای به خدمت شاه شیطان در می آید که والدینش می خواهند او را به ازدواج درآورند. با وجود پیشنهاد انتخاب از میان هفتاد و سه زیبای دیگر، او همه را رد می کند زیرا همگی پیر هستند. شاه (که مانند سایر ساکنان جهنم آدم خیلی مهربانی است) از کین چن شگفت زده است... اما او در سرزمین زنده هاست. به مای دستور داده می شود تا شاه را در فرایند دشوار آشنایی و دلربایی با یک دختر زنده همراهی کند. اما جادوگر هنوز حضور دارد و همچنان پس از مای است...