Liebling, ich muß auf Geschäftsreise
فیلم عزیزم من برای سفر کاری باید بروم
فیلیپ مینهلد معمار باهوش و دوست زنانه در تردید بین همسر ساکت Susanne و دوست دختر خشمگین Birgit قرار دارد به طور پنهانی به تعطیلات به تایلند با دوستش فریتس می رود اما نمی تواند به مدت طولانی از آرامش ساحلی و خورشید لذت ببرد زیرا طوفان در قالب عشقی دوگانه نزدیک می شود همسر سابق و محبوب در ساحل ها می رسند و به زودی عشقی قدیمی را میان ساحل های تایلند شاهد می شود