ماریسای ۳۰ ساله مجرد با تحصیلات خوب به هنر علاقه دارد و تبلیغ صوتی برای رابطه جنسی تماسی ایجاد می کند و پاسخ های مردانی زیر سی و پنج سال را می پذیرد وهذه مردی به نام ویلبرت معمار چاق و میانسال پیامی می گذارد که او توماس است ۳۲ ساله و خوش فرم است پس از مدتی او را می تماسد او صدایش را دوست دارد و صدای خنده اش را دوست دارد بنابراین هر هفته با او تماس می گیرد (او نباید بداند نام خانوادگی، محل زندگی یا شماره اش چیست) پرتره هایی از طنز و اندوه پدید می آید او اطلاعاتی از زندگی اش می خواهد و درباره کارش حرف می زند او می خواهد این تماس های پنج شنبه را برای خیال و رهایی ایجاد کند نه برای ادامه زندگی اش فیلم این تنش های دروغ و حقیقت و ارتباط و فاصله را نمایش می دهد