وقتی جیمز به مادرش اعتراف می کند که همجنس گراست، نگرش لیبرال او را به چالش می کشاند. زن بازرگان سان دیه گو، آدری، معتقد است مادر مدرنی است، اما خبر شوکه کننده است زمانی که جیمز از مادر دوست پسرش که از هم جدا شده است می خواهد تا به او اطلاع دهد که پسرش مبتلا به ایدز است. با یادگیری کنار گذاشتن تعصب نسبت به یکدیگر، آدری و لوان با هم می فهمند چگونه افکار، امیدها و ترس های خود را در مورد پسرانشان با هم به اشتراک بگذارند.