بازیگر ارنست استین، که در سال ۱۹۶۸ به دلیل اعتراض به حمله شوروی به چکسلواکی از صحنه کنارهگیری کرده است، مدتهاست که از دنیای اطراف خود دور شده است. او در خانهای دورافتاده که توسط باغی پر از گیاهان انبوه احاطه شده، در دنیایی از رویاها و خاطرات زندگی میکند. ناگهان، در سال ۱۹۸۹، جامعهای نامتعادل نسل خود را به جلو میفرستد. جوانان، ولگردها و شخصیتهای مختلف به مدت کوتاهی به پناهگاه استین پناه میبرند و آشفتگی زمانه را به خانه او میآورند.