در این کمدی پر سر و صدا، لوسی پدرش را هرگز نشناخت اما به طور ناگهانی میفهمد که اخیراً فوت کرده و قرار است در روزی معین در گورستانی دفن شود. به قصد ارتباط با ریشههایش به گورستان میدوید و در مراسم تشییع شرکت میکند و با افراد حاضر آشنا میشود و به زودی در یک طرح قاچاق هنر گیر میافتد و احساساتی عاشقانه نسبت به پسر جوانی که فکر میکند برادرش است پیدا میکند. سرانجام او درمییابد به بخش نادرست گورستان رفته و این افراد خویشاوند او نیستند