ژان به ازدواج با همسر روانپریشش جونا با اصرار او میپردازد، اما وابستگی رو به افزایش او به آرامبخشها و قرصهای اضافی پنهان که توسط ژان، پسرشان پیوتر و دوست ژان ماریا فراهم میشود به اوردوز کشنده جونا میانجامد. متهم به قتل، ژان دوران دادگاه، ارزیابی روانی و افسردگی عمیق را تحمل میکند تا پرونده کنار گذاشته میشود؛ تنها پس از آشتی با فرزندانش از کلینیک بیرون میزند و به خانه بازمیگردد.