میان لب ها و کنار فنجان
Między ustami a brzegiem pucharu
شِگفت جوانی با دوستی هایش شرط می بندد که چه کسی زودتر محبوبه ای را که می بینند جلب کند فرصت برای دیدار او به طور غیرمنتظره ای سریع به دست می آید