خط داستانی
سسیل، مادر تنها، نقشه میکشد با ژیلکین، پدر متاهل دوستی کلاس فرزند نوجوانش، دیدار کند. ماجرا آغاز میشود و رابطهای صورت میگیرد. ایزابل که به میانسالی نزدیک است با دو فرزند باردار میشود، به افسردگی فرو میرود و برای اغوا همسرش زنی جوانتر را به او میسپارد. آدِلِین از نقشه عشق سابقهاش به فرانسه ناامید است. سه زن همکار در یک کلینیک رادیولوژی هستند. به یکدیگر کمک میکنند اما هر کدام باید تصمیم بگیرد چگونه مسیر خود را پیش ببرند: سسیل با ژیلکین، ایزابل با شوهرش و آدِلِین با تنهایی اش.