Tears Were Falling
فیلم اشکها در حال ریختن بودند
مردی زیبا، شوهر، پدر و کارگر به نام پاول ایوانوویچ واسین با تکهای از آینه جادوگری شیطانی به چشمش آسیب میزند. و جهان برای او در نوری تاریک ظاهر میشود. او شروع به توهین و آزار همه در خانه و محل کارش میکند. خشم و شک قلب واسین را فرا میگیرد. دشمنان، دسیسهگران و دزدها را در همه جا میبیند. او در هر جا توطئهها و دسیسهها را میبیند. در ناامیدی کامل از غیرقابلرفع بودن شر، واسین به شدت گریه میکند... و همراه با اشکها، تکه شوم ناپدید میشود...