وقتی پدر دنیس میدلگی به بیمارستان میرسد، میدلگی همه چیز را رها می کند تا کنار پدرش باشد. آنها هرگز با هم خوب کنار نیامدهاند، بنابراین میدلگی میخواهد مطمئن شود که اگر پدر دوباره هوشیار شد، در کنار او است. با اینکه از کارش در مدرسه متنفر است و زندگی خانوادگی با همسرش، مادر کهنسال و فرزند نوجوان بی ادبشان نیست، او برای ماندن در کنار تخت پدر هیچ چشمداشتی ندارد. اما با گذشت روزها که به هفته تبدیل میشود، پدر او مقاومت میکند تا «نهایتا ناپدید شود» و انگیزه ماندن دنیس کنار تخت پدرش هر روز به خاطر مداخله والری، پرستار جوان، بیشتر میشود
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.