And I'll Run to the Ends of the Earth
فیلم و به سوی پایان زمین میروم
مجکا مانند یک گفتوگوگر به دوران نوجوانی وارد میشود. او با ناتوانی کوچکی متولد شده است. در حالی که مادرش او را به خاطر نحوهٔ راه رفتنش سرزنش میکند، همکلاسیهایش او را مسخره میکنند و به او به عنوان «اردک» میگویند. با ارتباطی اولیه و ناایمن عاشقانهٔ ساده و دوستی پنهانی، او از سوی والدین و همسالان خود درک کمی دریافت میکند. مجکا در کنار مادربزرگش و جهان خیال خود پناه میگید.