Eine Pyramide für mich
فیلم یک هرم برای من
یک کنفرانس دوباره برگزار میشود تا درباره ساخت یک سد جدید بحث شود، که پروفسور پل ساتی آن را رد میکند. در طول یک سفر قطار، او به طور ناگهانی از قطار پیاده میشود. او در ولفسگرون، از 1948 تا 1950، به عنوان یک جوانساز در ساخت سد قدیمی، که اکنون بسیار کوچک است، کمک کرده است. او و دیگرانی که به ساخت آن کمک کردهاند، یادبودی برای این کار ساختهاند. یادبودی با نام او. آیا شاید به همین دلیل است که او مخالف سد جدید است؟