No Return
فیلم بدون بازگشت
بر اساس داستانی به همین نام از آناتولی کالینین. داستان عاشقانه آنتونینا و فرمانده گردان نیکیتین، که او پس از یک زخم شدید از او پناه میبرد. آنتونینا کاشیریا میخواهد از حزب اخراج شود و به او اتهام میزنند که زن کازاک دُن است که در سرزمین اشغالی توسط آلمانیها زندگی میکند. آنها باور ندارند که او یک افسر زخمی شوروی را پنهان و درمان کرده است. او که نمیتواند به توهینها و شکها تحمل کند، از کمیته حزب خارج میشود. در راه خانه، تونیا به یاد میآورد که چگونه او یک توپخانه خونین — فرمانده گردان نیکیتین را پیدا کرد، او را پنهان کرد و درمان کرد و به او عاشق شد...