ماریانلا دختری فقیر با چهرهای نازیبا است که به عنوان راهنمای پابلو، جوانی نابینا از خانوادهای ثروتمند، کار میکند. پابلو به خاطر روحیه و زندگیاش عاشق ماریانلا میشود و او را به عنوان زیباترین زن دنیا تصور میکند. وقتی پابلو فرصتی برای بهبود بیناییاش پیدا میکند، ماریانلا بسیار ناراحت میشود زیرا مطمئن است که جوان وقتی او را ببیند، او را رد خواهد کرد.