در حاشیه یک شهر بزرگ در یک پیست کارتینگ، مایک و ورنر با آلیس و دوستانش ملاقات میکنند. آنها به دختر علاقهمند هستند. مایک موفق میشود آلیس را از گروهش جدا کند و به ماشین برود با ورنر. تصمیم بر این بود که با دیگران به دریاچهای بروند تا شبانه شنا کنند. آلیس خیلی دیر متوجه میشود که مایک و ورنر به دریاچهای که توافق شده بود نرفتهاند، بلکه به یک گودال تنها رفتهاند. دوستان دیگر نخواهند آمد. و او متوجه نیتهای همراهانش میشود.