خط داستانی
این یک طنز جنسی درباره یک کشاورز جوان است که تجربههای بد زیادی با زنان داشته است. او عشق و محبت خود را به خوک خانگیاش، آماندا، ابراز میکند و میگوید که او تنها کسی است که شایسته همسری اوست. "ازدواج" او با آماندا باعث یک رسوایی در جامعه میشود و تقریباً به هیستری جمعی منجر میگردد.