Summer Rain
فیلم باران تابستانی
میسکی، رئیس محبوب و پرجنب و جوش یک تعاونی، عاشق ماری، همسر جذاب پاتوی سالخورده میشود. این زن با احساس عمیق از خدمت به مالک مغرور خسته شده و longing for tenderness and a child است. اشتیاق میسکی زمانی که میبیند پاتو چگونه به طرز خشن و تحقیرآمیزی با او رفتار میکند، افزایش مییابد. در یک باران تابستانی شدید، زمانی که شانس آنها را در یک خانه مطبوع abandoned به هم میرساند، او به ماری حمله میکند و عشقش را اعتراف میکند. زن به شدت او را رد میکند. میسکی آرام میشود و به ابراز عشق و احترام خود به زن با تحسینهای کوچک و ثابت ادامه میدهد. صبح زود، ماری شوهرش را ترک کرده و به شهر میرود تا یاد بگیرد و زندگی جدیدی را آغاز کند.