خط داستانی
زمانی که ناو اچ ام اس اسکاتیا به ریویرا فرانسه سفر میکند، افسران یک مهمانی مجلل برای جشن نامزدی کاپیتان رابرت رندال با جیل ایتون، یک دختر آمریکایی جذاب، برگزار میکنند؛ در میان مهمانان، ماری کارلتون، دوست آمریکایی جیل، و آنتوانت، یک دختر سرزنده با موهای قرمز، حضور دارند. اما زمانی که آخرین قایق ساحلی غیرقابل استفاده اعلام میشود، دختران مجبور میشوند شب را روی کشتی بگذرانند. مجموعهای از پیچیدگیهای خندهدار پیش میآید، زیرا افسران سعی میکنند دختران را از چشمان تیزبین دریاسالار هیویت دور نگه دارند - که این شب خاص تصمیم میگیرد به اسکاتیا برود.