خط داستانی
در یک روز سوزان تابستانی در ریو دو ژانیرو، پنج پسر سیاهپوست فقیر از فاولا خارج میشوند تا در سراسر شهر شلوغ، بادامزمینی بفروشند. در حین عبور از مناطق مختلف ریو، شاهد یک سری حوادث و برخوردهای ناخوشایند هستند که تابلویی زنده از زندگی شهری در ریو دو ژانیرو در آن زمان را به نمایش میگذارد. این ماجراجوییهای واقعی، واقعیت خشن شهر را روشن میکند و بافت شهری پرجنبوجوش آن را نمایان میسازد.