Tout chante autour de moi
فیلم همه جا آواز میخواند
ژرژ در یک داروخانه کوچک کار میکند. او به موسیقی علاقهمند است و آهنگ مینویسد. وقتی آن-ماری، که او عاشقش است، والدینش را از دست میدهد، او با او به پاریس میرود و از او که نابینا است، محافظت میکند. دوستانش، پل و مارت، آنها را در آپارتمان خالی ناشر رکوردیر جا میدهند. وقتی او برمیگردد، عصبانی است، اما آن-ماری آهنگهای ژرژ را آنقدر خوب میخواند که او او را به یک ستاره رادیویی تبدیل میکند. ژرژ به شدت عصبانی میشود و درها را میکوبد. آن-ماری ناراحت دچار حادثه میشود. عمل جراحی بینایی او را بازمیگرداند. تنها کاری که پل خوب باید انجام دهد، reunite کردن ژرژ شجاع با آن-ماری مهربان است.