خط داستانی
یک پدر مهربان یک جوجهاردک زیبا به دختر کوچکش میدهد. آن جوجهاردک بزرگ میشود و به دافی داک تبدیل میشود، که به زودی یک زندگی شبانه پر سر و صدا پیدا میکند و در حین صبحانه، همه چیز را با صدای بلند توضیح میدهد. وقتی تلاشهای پدر خسته برای بیرون کردن دافی به طور خشونتآمیز شکست میخورد، او یک اقدام نهایی برای دور کردن دافی امتحان میکند...