کلiff بنکس به خاطر دو جرمی که مرتکب نشده است، متهم شده و توسط دخترش خیانت میشود. او اکنون در حال فرار از پلیس است و به همه بیاعتماد شده است. او در یک کلبه روستایی زیبا پناه میگیرد که تحت مراقبت یک کشاورز مهربان و دخترش، یک زن نابینای شبیه سیندرلا قرار دارد که به نظر میرسد میتواند با طبیعت ارتباط برقرار کند. در آنجا، او به خاطر عشق آنها مجبور میشود به میسانتروپی خود شک کند.