خط داستانی
دکتر کالمین باجور، وکیلی در پنجاه سالگی، به منشی دوستش، ولی بیست ساله ترک، عاشق میشود. ولی خواستگار جوانش را فریب میدهد و از او میخواهد که با او ازدواج کند. دختر وکیل، میمی، به این ازدواج خوشبین نیست، اما نمیتواند پدرش را متقاعد کند. بنابراین او موضوع را با منطق زنانهاش حل میکند. به نظر میرسد که او به دوست پدرش علاقهمند است و با دایی آرپاد، که او نیز بیش از پنجاه سال دارد، نامزد میشود. اما بازی جدی میشود و دایی آرپاد واقعاً به دختر زیبا عاشق میشود.