خط داستانی
آلبرتو، که صدای زیبایی دارد اما از خواندن در جمع میترسد، و آنا، دختر یک تولیدکننده کفش بسیار ثروتمند، در یک مدرسه برای خجالتیها "درسهای شجاعت" میگیرند و در نهایت عاشق هم میشوند. خجالت آنها به نظر نمیرسد که بهبود یابد اما به دلیل یک سوءتفاهم، آلبرتو به شدت حسود میشود و تصمیم میگیرد ابتدا با دختر و سپس با جمعیتی که به او موفقیت پرشوری میدهد، روبرو شود.