استیون کندال، افسر رادیو یک کشتی باربری آمریکایی، متوجه میشود که ملوان کارلسون در حال ارسال پیامی غیرمجاز به ساحل است در حالی که کشتی به سمت زادگاه جنگزدهاش نزدیک میشود. کارلسون در خون سرد به ضرب گلوله کشته میشود وقتی که از کشتی میپرد و کندال، که در جاسوسی متهم شده، برای جلوگیری از دستگیری به سمت ساحل شنا میکند. زنی که در اسکله با او ملاقات میکند او را در آپارتمانش پنهان میکند، جایی که متوجه میشود کارلسون برادر او بوده و هر دو در یک حلقه خرابکاری فعالیت میکنند. ندره، خوانندهای در کافه تیئو، وقتی که هم خرابکاران و هم پلیس مخفی سعی در دستگیری استیون دارند، به تیئو برای کمک مراجعه میکند.