خط داستانی
دایی بینز و بچهها به دیدن یک کشتی جنزده ('کشتی شبح') که در یخ گرفتار شده است میروند و امیدوارند که گنج دزدان دریایی را پیدا کنند. آنها با انواع ارواح و شیاطین مواجه میشوند، اما در نهایت آنچه را که به دنبالش بودند پیدا میکنند. وقتی بینز سعی میکند با انداختن چند صندلی در بخاری و روشن کردن آن گرم شود، دو دزد دریایی را ذوب میکند که به دنبال این سه نفر میافتند. در نهایت، جستجوگران گنج مجبور میشوند به هواپیما برگردند و تصمیم میگیرند پرواز کنند.