خط داستانی
دن آدامز از سمت خود به عنوان دادستان استعفا میدهد و تصمیم میگیرد که یک باند کلاهبرداران تصادفهای جعلی را پاکسازی کند. او با یک شرکت بیمه استخدام میشود و به رئیس شرکت اطمینان میدهد که یا مدارک لازم را علیه باند به دست میآورد یا در این راه جان خود را از دست میدهد. در دفتر شرکت، او با کارول کارتر ملاقات میکند و او، به این باور که او یک وکیل کلاهبردار است، کمکی به او نمیکند. دن به دیدن برادرش ادی میرود که درگیر باند است و سعی میکند او را از این کار جدا کند. ادی در ابتدا مقاومت میکند اما در نهایت به دلیل فشار دن و همسرش تونیا، موافقت میکند که به راه راست برگردد. باند به رهبری "دوک" تروتی از اینکه او رازشان را فاش کند میترسند و او را میکشند و مرگش را به عنوان یک تصادف جلوه میدهند تا از آن پول بگیرند. دن در حال نزدیک شدن به باند است که کارول، که اکنون دستیار اوست، مدرک قاطعی پیدا میکند، اما "دوک" نقشههایی برای حذف او قبل از اینکه بتواند اطلاعات را به دن بدهد، دارد.