خط داستانی
وقتی مادر پیتر ایبتسون می میرد، پیتر جوان پاریس را ترک می کند و به انگلستان می رود تا با عموی سختگیر زندگی کند. سال ها بعد پیتر معمار می شود و پروژه ای با دوک و دوشس تاورز آغاز می کند و با دوشس که دوست صمیمی اش میشود، متوجه میشود که او همان مریم است اما دوک همسرش را به خیانت مظنون میکند و به مسابقه ای قهرمانه فرا میخواند تا فرصت دوباره ای برای هر دو فراهم شود.