خط داستانی
هری گریبون یک فرد بیخانمان است که در راه است و در یک مزرعه توقف میکند تا غذایی بگیرد. همسر کشاورز از او میخواهد که چوب ببرد تا غذا به دست آورد و او دخترش را میبیند و عاشق او میشود. کارگر مزرعه نیز عاشق اوست و در نتیجه تنشهایی به وجود میآید.