خط داستانی
آرنو یک نقاش است که در تابستانی رویایی با رقصندهای به نام هلجا در سواحل زیبا و شمالی استونی در حال گذراندن وقت است، وقتی که یک بازدیدکننده غیرمنتظره ظاهر میشود - یک زن جوان و ثروتمند به نام مارگوت. او آرنو را وسوسه میکند تا به او بپیوندد و در یک شهر تفریحی وقت خوشی را سپری کند. هلجا در جایی که هست میماند و شروع به دلتنگی برای آرنو میکند. تابستان شمالی کوتاه است - اما به اندازه کافی طولانی است تا احساسات واقعی خود را درک کند.