خط داستانی
جان مریک و ویلما والدن در یک جمعآوری کمک در وین قبل از جنگ جهانی اول به یکدیگر علاقهمند میشوند. برادر ویلما، کارل، که یک کهنهسرباز است، به عنوان رقیبی برای محبتهای ویلما ظاهر میشود. وقتی جنگ آغاز میشود، جان درخواست انتقال به جبهه ایتالیا را میدهد، جایی که با کارل مواجه میشود، کسی که هواپیمای او را برای یک مأموریت قرض گرفته بود. جان از این که متوجه میشود خلبانی که او سرنگون کرده در واقع کارل بوده، ویران میشود و اعلام میکند که دیگر نمیخواهد کسی را بکشد.