ریتا مارتین، شریک یک روحانی تقلبی که از اطلاعات او برای فریب و شگفتزده کردن مردم استفاده میکند، به عنوان منشی خصوصی جان کلیتون، مرد ثروتمندی که به تازگی پسر بیارزشش، فرانک، را از ارث محروم کرده و تمام ثروتش را به پسر ناتنی درستکارش، باب ویلیامز، بخشیده، مشغول به کار میشود. به درخواست فرانک، روحانی بعداً برای کلیتون بزرگ یک مراسم احضار روح برگزار میکند که در آن ریتا نقش خانم کلیتون مرحوم را بازی میکند و برای آشتی بین فرانک و پدرش برنامهریزی میکند. اما ریتا عاشق باب میشود و برای محافظت از منافع باب در برابر فرانک، روحانی را به عنوان یک فریبکار افشا میکند. فرانک در نظر پدرش بیاعتبار میشود و باب به سرعت ریتا را به خاطر complicity گذشتهاش در طرحهای فرانک میبخشد.