خط داستانی
نوسترو مو، سرپرست کارگران بندر در یک جمهوری آمریکای جنوبی است و آنها قرار است محموله نقره ای را که از معدن سان تومه می آید، بارگیری کنند. سوتیلو و گروهش در حال برنامه ریزی برای دزدیدن نقره هستند، اما نوسترو مو که از قبل هشدار داده شده، نقشه ای برای فریب آنها دارد. او در جاده به قطار نقره می رسد و محموله را به یک واگن بزرگ منتقل می کند و آن را از خیابان های فرعی به اسکله می فرستد. او و مردانش با قطار می مانند و با دزدان می جنگند. در اسکله، نوسترو مو به این فکر می کند که ادعا کند نقره در نبرد گم شده و آن را برای خود بردارد. او با وجدانش به شدت درگیر می شود.