خط داستانی
دونالد گرانت، پس از گذراندن یک دوره زندان، شغفی در یک کارخانه کوچک پیدا میکند که در آنجا با هلن ویلبورتون آشنا میشود. او از او دعوت میکند تا با خودش و پدرش زندگی کند. دونالد با هلن ازدواج میکند و در شب اول ماه عسلشان، یک سرقت به یکی از همکاران سابق دونالد نسبت داده میشود.