خط داستانی
مکس روی تخته طراحی، ککو را میکشد. سپس تلفنی دریافت میکند و میرود. ککو نیز بعد از او میرود اما قبل از آن مقداری پول از کیف مکس که جا گذاشته بود، برمیدارد. مکس به قرارش میرسد و سپس به دفترش برمیگردد تا کیفش را بگیرد. بعد از اینکه کیفش را پیدا میکند، با قرارش به سمت پمپ بنزین میرود تا دوازده گالن بنزین بگیرد. ککو درست زمانی که پمپ در حال کار است، میرسد و به طور شیطنتآمیزی شلنگ را از ماشین برمیدارد در حالی که هیچکس متوجه نمیشود. درست زمانی که دوازده گالن هدر رفته تمام میشود، ککو شلنگ را قبل از اینکه مکس آن را برگرداند، دوباره به ماشین میگذارد! مکس کیفش را میگیرد و متوجه میشود پولش رفته است، بنابراین از جمع خارج میشود.