خط داستانی
ژاکلین فلوریو به دلیل سوءظنهای ناعادلانه شوهرش لوئی، که وکیل دادگستری پاریس است، از خانهاش رانده میشود. فلوریو به ژاکلین اجازه نمیدهد پسر نوزادش را که به شدت بیمار است ببیند و وقتی مطلع میشود که پسرش او را مرده میداند، اقدام به خودکشی میکند.