You Never Know Your Luck
فیلم هرگز نمیدانی شانس تو کجاست
سرپرست مزرعه، کری، به مدت پنج سال با کیتی تینان و مادرش در غرب کانادا زندگی کرده است و گذشتهاش برای همه یک راز است. او در واقع یک اشرافزاده انگلیسی است که تمام پولش را در قمار از دست داده و کشور را برای پیدا کردن کار ترک کرده است. کری و دوستش هوران گزینهای بر روی ملکی دارند که وکیل فاسد، برلینگیم، در تلاش است تا آن را به دست آورد. همدست برلینگیم، لاگان، هوجان را به قتل میرساند و دستگیر میشود. در محاکمه، برلینگیم کری را مجبور میکند که گذشتهاش را اعتراف کند و موفق میشود مانع از دریافت کمک بانکی کری شود. وقتی کری مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، کیتی نامهای از همسر کری را که او به مدت پنج سال حمل کرده بود، باز میکند و به او تلگراف میزند. همسر کری میرسد و به او اطلاع میدهد که آخرین شرطبندیاش در انگلستان برنده ۲۰,۰۰۰ دلاری بوده است. کری میتواند از این پول به موقع استفاده کند تا برلینگیم را شکست دهد و ملک را به دست آورد و در نتیجه به رفاه و محبت همسرش دست یابد.