Social Quicksands
فیلم ماجراهای اجتماعی
وارن دکستر ادعا میکند که نیازی به پروانههای اجتماعی ندارد و از حضور در یک مهمانی که قرار بود با دبیوتانت فیلیس لین ملاقات کند، امتناع میکند. فیلیس که خجالتزده شده، شرط میبندد که او را در عرض یک ماه به ازدواج خواهد کشاند. برای جلب توجه او، در آستانه در خانهاش غش میکند و سپس متوجه میشود که او در خانه نیست. در حالی که از پنجره نگاه میکند، زنی را میبیند که نقرهها را میدزدد و وارد خانه میشود و مجبور میکند که با او لباس عوض کند. وقتی وارن میرسد، فیلیس چهرهای گناهکار به خود میگیرد و توضیح میدهد که پدر و برادرش او را مجبور به دزدی کردهاند. وارن که امیدوار است این "دزد" جذاب را اصلاح کند، به او پیشنهاد کار به عنوان خدمتکارش میدهد و به زودی عاشق او میشود. بعداً دزدان دوباره سعی میکنند او را بدزدند و پس از اینکه فیلیس به او کمک میکند تا نقشهشان را خنثی کند، او خواستگاری میکند. پس از آگاهی از هویت واقعیاش، وارن به شدت ناراحت میشود، اما فیلیس به راحتی او را قانع میکند که عشقش واقعی است.