خط داستانی
در یک استراحتگاه کوهستانی، کنت اسکات به ماری بوشامپ، زنی بزرگتر از خود، عاشق میشود که تنها با او سرگرم میشود. وقتی او او را ترک میکند تا یک رستوران کنار جادهای باز کند، او با ناراحتی کوهها را ترک کرده و در همراهی یک شاعر سرگردان قدیمی به نام "داک" پاددن، به یک روستای کوچک در جنگل سفر میکند.