خط داستانی
مردی (آرویو کاریلو) به یک ماموریت دیپلماتیک به اروپا فرستاده میشود. کشتی که او در آن سفر میکند توسط یک زیردریایی آلمانی غرق میشود. در مکزیک، دوست دخترش لوپیتا (کوتا) تلگرافی با خبر دریافت میکند و به دنبال آرامش در لا ویرجن دِ گوادالوپ، قدیس حامی کاتولیکهای مکزیکی میگردد. پس از خواندن کتابی درباره افسانه ویرجن، لوپیتا به خواب میرود. صبح روز بعد، او خبر خوبی دریافت میکند، دوست پسرش زنده است. آنها با هم به لا ویلا دل تپه یاک (کلیسایی که به لا ویرجن دِ گوادالوپ اختصاص دارد) میروند و برای معجزه شکرگزاری میکنند.