خط داستانی
خانه خانم برایسون و دو دخترش خوشحال است به جز فقر که مانع از فرستادن مادر بیمارشان به کوهها میشود. هر دو به حمایت از خانواده کمک میکنند، اما این شیلی است که مسئولیت مرگ نزدیک مادرش را احساس میکند و نگرانیاش برای همه واضح است. او در یک فروشگاه مانیکور کار میکند که مردان ثروتمند به آنجا میروند و با ویلفرد تمپلتون ملاقات میکند که او را به شام دعوت میکند. او از او درباره حال و هوای غمگینش سوال میکند و او از بیماری مادرش برایش میگوید. این فرصت تمپلتون است و از او میخواهد که با او معاملهای کند. او تمام پولی که نیاز دارد به او میدهد و در عوض او باید با او در آپارتمانی که برایش تأسیس میکند زندگی کند.