خط داستانی
از رفتار پسرش هاروی پس از بازگشت از دانشگاه، ویلیام اوگدن ثروتمند ناراضی است و او را مجبور میکند تا راه خود را در دنیا پیدا کند. هاروی در نهایت به جنگلهای شمال کانادا میرسد، جایی که با جو دوبوآ، یک شکارچی و تلهگذار، شریک میشود. یک روز در حین تلهگذاری، پای هاروی در یک تله فولادی گیر میکند. او توسط آ-چی-چی، دختر رئیس هندی بلک لینکس، نجات مییابد. آ-چی-چی هاروی را به کلبهاش میبرد و زخم او را پانسمان میکند. وقتی پدر و برادرش هاروی را آنجا پیدا میکنند، بر ازدواج فوری اصرار میکنند. هاروی اعتراض میکند، اما در نهایت برای حفظ حسن نیت هندیها موافقت میکند.