خط داستانی
آلبرت که به صورت مخفیانه با برنیس نامزد است، به مینا، کولی، علاقهمند میشود. رنارد، ثروتمند و حسود، عاشق مینا است و پدر او را به انتقامگیری از آلبرت ترغیب میکند. در حین درگیری، رنارد به طور تصادفی پدر مینا را میزند اما اجازه میدهد همه فکر کنند که آلبرت مرتکب جرم شده است. برنیس از این وقایع باخبر میشود و نامزدیاش را با آلبرت قطع میکند. او توسط پلیس تحت تعقیب قرار میگیرد تا اینکه یک اعتراف در آخرین لحظه او را نجات میدهد.