خط داستانی
از کودکی، خوان گالاردو آرزو داشت که گاوباز شود و به شخصیتی شناختهشده تبدیل میشود. او با کارمن، دوست دوران کودکیاش، ازدواج میکند، اما عاشق بیوه یک دیپلمات میشود، زنی باSophisticated که رابطهای را آغاز میکند که به نابودیاش منجر میشود. در حالی که به دلیل جراحت شدید در خانهاش در سویا در حال بهبودی است، خوان از طرف ستایشگر بزرگش، دزد "پلومیتاس"، دیدن میکند که او را به دیدن شباهتهای تجربیات زندگیشان ترغیب میکند. این دیدار با حضور گارد ملی که در انتظار دزد است، قطع میشود. خوان به مدت طولانی از ناکامی به ناکامی دیگر میافتد زیرا اکنون از گاو میترسد و دوباره توسط خانم محبوبش، سول، تحقیر میشود. در نهایت، او در مادرید گاوبازی میکند و کارمن، همسرش، نشانهای بد میبیند و به میدان گاوبازی میآید.