خط داستانی
در یک شهر جنوبی، دان مورلی به نظر میرسد که تنها شاهد یک تیراندازی است که در آن دوستش، لی دیلینگم، به شدت شیلی را زخمی میکند. برای جلوگیری از شهادت علیه لی، دان شهر را ترک میکند، اما پس از رفتن او، لی به دان خیانت میکند و او را به خاطر تیراندازی مقصر میداند. سپس، معشوقه دان، خانم لیدی، که از اینکه دان یک جنایتکار است دلشکسته شده، با پروفسور سالخورده کوریگتون ازدواج میکند. برای فراموش کردن ازدواج خستهکنندهاش، خانم لیدی با پسربچهای که لال است دوست میشود و هزینه عمل جراحیای را میپردازد که گفتار او را بازمیگرداند. پروفسور میمیرد و به زودی دان، که از گناه ادعاییاش بیخبر است، به شهر برمیگردد و خود را متهم به جرم لی مییابد.